خرید بک لینک

چگونه برای خود هدف انتخاب کنیم ؟

چگونه برای خود هدف انتخاب کنیم

چگونه برای خود هدف انتخاب کنیم ؟

یکی از بزرگترین مشکلاتی که باعث می شود افراد به اهدافشان نرسند این است که نمی دانند چگونه هدف انتخاب کنند. اگر هم نتوانیم به درستی برای خودمان هدف انتخاب کنیم ، آن وقت تمام زحمات مان به هدر خواهد رفت. یا آن نتیجه ای که انتظار داریم را به دست نخواهیم آورد.

موضوع اصلی ما در این مقاله از مدیر هدف، انتخاب اهداف است. می خواهیم یاد بگیریم که چطور هدف انتخاب کنیم. اما به موارد مهم دیگری هم خواهیم پرداخت. مثلا تعریف هدف را به صورت دقیق و کاربردی ارائه خواهیم کرد. اینکه چطور خواسته هایی که داریم را به هدف تبدیل کنیم. هدفی که قابل اجرا و دستیابی باشد. اگر هم چندین هدف داشته باشیم، چطور آنها را با هم هماهنگ کنیم که نه تنها با هم تداخل نداشته باشند. بلکه کاملا پشتیبان همدیگر هم باشند.

1- برای هدف گذاری چه باید کرد

قبل از اینکه بخواهیم برای خودمان هدف انتخاب کنیم یا به عبارتی هدف گذاری کنیم، ابتدا لازم است که خود هدف گذاری را تعریف کنیم. اگر در اینترنت و کتاب هایی که در این زمینه نوشته شده اند تعریف هدف گذاری را جستجو کنید، با تعریف های زیاد و متفاوتی روبرو خواهید شد. بعضی از آنها خیلی سخت و پیچیده هستند، بعضی ها هم خیلی قابل درک نیستند.

ما می خواهیم یک تعریف ساده، کاربردی و قابل درک ارائه کنیم تا بتوانیم خیلی راحت آن را بفهمیم، به خاطر بسپاریم و هم به راحتی از آن استفاده کنیم.

هدف گذاری چیست؟

از نظر ما مدیر هدفیا! هدف گذاری یعنی:

پروسه انتخاب هدف تا رسیدن به هدف

به همین راحتی!
یعنی وقتی ما، از زمانی که هدف انتخاب می کنیم، هدف گذاری ما شروع می شه و زمانی هم که به اون هدف می رسیم هدف گذاری ما تموم میشه.

با این تعریف، هر وقت ما هدفی انتخاب می کنیم و تا زمانی که به اون هدف برسیم، در حال هدف گذاری هستیم. هدف گذار مثل یک کشاورز هستش. یک کشاورز وقتی بذری می کاره، اون رو همینطور رها نمی کنه، بلکه از اون بذر مراقبت می کنه تا زمانی که اون بذر بزرگ بشه و تبدیل به محصول بشه. ما هم دقیقا همینطور هستیم. وقتی هدفی انتخاب می کنیم، اون رو رها نمی کنیم، بلکه از هدفمون مثل بذر مراقبت می کنیم تا بزرگ بشه و به نتیجه برسه.

چرا باید هدف گذاری کرد ؟

ما انسانها در زندگی خود نیازها و خواسته های زیادی داریم و دوست داریم به همه آنها برسیم. از طرفی هم می دانیم که خواسته های ما هیچ وقت تمامی ندارد. وقتی به خواسته ای می رسیم، خواسته ی بعدی از راه می رسد و این یک روند همیشگی است.

پیشنهاد میکنم این مقاله را بخوانید: اهمیت داشتن هدف در زندگی

البته اشکالی ندارد که ما خواسته های زیادی داشته باشیم و حتی خیلی هم خوب است چون باعث می شود پیشرفت کنیم. اما مسئله اینجاست که زمان، انرژی و منابع ما محدود است، پس نمی توانیم هر چه را که دلمان خواست داشته باشیم.

از آنجایی که برای رسیدن به هر خواسته ای باید بخشی از زمان و انرژی خود را هزینه کنیم و چون این منابع محدود است، پس بهتر است آنها را صرف اهدافی کنیم که برای ما ارزشمندتر است.

بنابراین جواب این سوال که چرا باید هدف گذاری کنیم این است که هدف گذاری باعث می شود با توجه به زمان و انرژی محدودی که در اختیار داریم، بتوانیم به خواسته های بیشتر و ارزشمندتری برسیم البته در زمان کوتاه تر و خیلی هم راحت تر.
حالا برای اینکه بتوانیم هوشمندانه هدف گذاری کنیم لازم است چند مورد را بدانیم.

باید بدانید از زندگی چه میخواهید

ما زمانی می توانیم اهداف خوب و ارزشمندی انتخاب کنیم که بدانیم چه مواردی برای ما مهم است و اینکه چه چیزهایی باعث می شود لذت بیشتری از زندگیمان ببریم. بنابراین مهمترین سوالاتی که باید از خودتان بپرسد این است که از زندگی خود چه می خواهید؟ می خواهید به کجا برسید؟ چه چیزهایی برای شما مهم است؟ دوست دارید چه مواردی را تجربه کنید؟ چه خواسته هایی برایتان ارزشمندتر است؟ رسیدن به چه خواسته هایی برایتان لذتبخش تر است؟

پس اولین قدم این است که کمی وقت بگذارید و به سوالات بالا پاسخ دهید.

گم شدن در مسیر زندگی

اگر به افراد دور و برمان خوب نگاه کنیم متوجه می شویم که خیلی از افراد سردرگم هستند، آنها در مشکلات زندگیشان غرق شدند و دائم در حال دست و پا زدن هستند، به جای اینکه خواسته های زیادی داشته باشند، مسائل و مشکلات زیادی دارند. وقتی یک مشکل را حل می کنند، مشکل بعدی از راه می رسد و این روند همینطور ادامه دارد.

این افراد مانند یک کشتی در شب طوفانی گیر افتاده اند، هیچ جا را نمی بینند، مسیرشان را گم کرده اند، موج های بزرگ هم از هر طرف به کشتی آنها کوبیده می شود، کم مانده که غرق شوند، توی این شرایط یک چیز به داد آنها می رسد و آن فانوس دریایی است، حالا این فانوس دریایی همان هدف گذاری است که می تواند افراد را از شرایطی که در آن گیر کرده اند نجات دهد.

پس هدف گذاری باعث می شود به جای گم شدن در مسیر زندگی، مسیرهای جدید و بهتر را کشف کنیم.

هدف چیست ؟

چگونه برای خود هدف انتخاب کنیم

ما در مورد این صحبت کردیم که چرا باید هدف انتخاب کنیم، اینکه ما در زندگی خواسته های زیادی داریم و دوست داریم به همه اونها برسیم و هدف گذاری (پروسه انتخاب هدف تا رسیدن به هدف) هم باعث می شه که بتونیم به این خواسته های بهتر ارزشمندتر برسیم.

  • حالا اصلا خود هدف چیه؟
  • ما چطوری می تونیم هدف انتخاب کنیم؟
  • آیا انتخاب هدف کار سخت و پیچیده ایه؟
  • آیا الان ما هدف داریم یا هدف نداریم؟

اگر در مورد هدف و هدف گذاری توی اینترنت و حتی کتاب ها کمی تحقیق و جستجو کنید متوجه می شوید که تناقض های بسیار زیادی در این زمینه وجود داره و بین علمای حوزه موفقیت اختلاف وجود داره و موضوع هدف گذاری هم خیلی سخت و پیچیده توضیح داده شده.

حالا چرا این مشکل به وجود اومده؟

چند دهه قبل دانشگاه ییل در امریکا یک تحقیقی انجام داد، (دانشگاه هاروارد هم در سال 1979 همین تحقیق را مجدد انجام داد و به همان نتایجی رسید که دانشگاه ییل رسیده بود) به این صورت که از تعدادی دانشجو پرسیدند که آیا برای آینده شون هدف واضح و مکتوب دارند. بعد این دانشجوها رو با توجه به جواب سوالاتی که دادند به سه گروه تقسیم کردند. 3 درصد اهداف واضح و مکتوب داشتند، 13 درصد هدف داشتند ولی مکتوب نبود و 84 درصد هم اصلا هدف نداشتند.

20 سال بعد دوباره در مورد این دانشجوها تحقیق کردند و متوجه شدند که آن 13 درصد که هدف غیر مکتوب داشتند دو برابر آن 84 درصد درآمد داشتند اما آن 3 درصدی که هدف های واضح و مکتوب داشتند، ده برابر 97 درصد بقیه درآمد کسب کرده بودند.

نتیجه گزارش

خیلی از اساتید حوزه موفقیت و روانشناسان با توجه به این تحقیق به این نتیجه رسیدند که اگر شما هدف تون رو مکتوب نکنید پس هدف ندارید و موارد زیاد دیگه ای هم از این تحقیق استنباط شد و کم کم به جایی رسید که گفتند فقط 3 درصد مردم هدف دارند و 97 درصد مردم هدف ندارند.

اگر توی اینترنت و کتابها جستجو کنید بارها با این مطلب روبرو می شوید که 97 درصد مردم هدف ندارند.
اما آیا واقعا 97 درصد مردم هدف ندارند؟

نکته مهم)

اول اینکه باید بدونید موضوع هدف و هدف گذاری ریشه امریکایی داره یعنی از امریکا شروع شده و دلیلش هم اینه که امریکا اولین کشور یا سرزمینی بود که تونست نیازهای اولیه مردمش رو به خوبی برطرف کنه و بعد برند سراغ خواسته هاشون. اینجا بود که موضوع هدف، هدف گذاری و موفقیت مطرح شد.

اگر توجه کنید بزرگترین و مهمترین اختراعات بشر هم در امریکا به وجود اومده.

حالا نکته مهم اینه که از نظر امریکایی ها، پول مترادف با موفقیت محسوب میشه یعنی اگر یک نفر پولدار باشه حتما موفق هم هست ولی اگر کسی پول نداشته باشه ناموفق و شکست خورده است. در مورد هدف هم همینطوره یعنی اگر به هدفت برسی یعنی هدف داری ولی اگر نرسی یعنی هدف نداری. متاسفانه این استنباط غلط باعث پیچیده شدن موضوع هدف گذاری شده.

فرض کنید 10 نفر کاندیدای ریاست جمهوری می شوند، طبیعتا فقط یک نفر رئیس جمهور خواهد شد، پس با توجه به استنباط گفته شده یعنی فقط شخصی که رئیس جمهور شده هدف داشته ولی 9 تای بقیه هدف نداشتند.

یا فقط 3 درصد مردم که پولدار هستند هدف دارند ولی 97 درصد مردم که پول زیادی ندارند پس هدف ندارند. این استنباط غلط باعث شده 97 درصد مردم یا حداقل بیشتر افراد خودشون رو شکست خورده بدونند و وقتی هم که کسی خودش رو شکست خورده فرض کنه دیگه هیچ تلاشی برای رسیدن به خواسته هاش انجام نمی ده.

حالا ما باید عاقل و زرنگ باشیم و برای اینکه دچار این توهمات و استنباط های غلط نشیم لازمه این روند هدف گذاری رو برای خودمون ساده کنیم تا هم قابل درک باشه و هم قابل استفاده باشه.

تعریف هدف

ما تا اینجا متوجه شدیم که چون زمان، انرژی و منابع ما محدود هستش پس باید هوشمندانه هدف انتخاب کنیم یا هدف گذاری کنیم تا بتوانیم به خواسته های بیشتر و مهمتری برسیم پس موضوع هدف گذاری مستقیما به خواسته های ما مربوط میشه.

ما یک سری نیازهای اولیه داریم مثل غذا، پوشاک، سرپناه، امنیت و … که اگر برطرف بشند ما زنده می مونیم. تعداد نیازهای اولیه کم هستش اما به غیر از نیازها، یک سری هم خواسته داریم که اگر به اونها برسیم، سطح کیفیت و استاندارد زندگی ما بالا میره یعنی ما خیلی بهتر و راحت تر زندگی می کنیم و از زندگی لذت بیشتری می بریم. طبیعیه که تعدادشون هم می تونه خیلی زیاد باشه یا حتی نامحدود باشه.

پس نیازها باعث می شوند که ما زنده بمونیم و خواسته ها باعث می شوند که بهتر و راحت تر زندگی کنیم.
حالا این نیازها و خواسته ها که خود به خود برطرف نمی شوند یا ما به اونها نمی رسیم، طبیعیه که برای برطرف کردن اونها و یا رسیدن به اونها باید تلاش کنیم و یک سری کارها رو انجام بدیم.

اگر از بین این نیازها و خواسته ها موردی رو انتخاب کنیم و برای اون یک برنامه اجرایی تهیه کنیم که بهش برسیم، اینجاست که اون نیاز یا خواسته تبدیل به یک هدف میشه، به همین راحتی!

پس تعریف هدف از نظر ما (مدیر هدفیا) به این صورته:

هدف یعنی نیاز یا خواسته ای که برنامه اجرایی داشته باشه.

به همین سادگی! سخت بود؟!

نکته مهم

این تعریف با اینکه خیلی ساده است اما بسیار کاربردی و قابل اجراست.
این تعریفی هستش که ما (مدیر هدفیا) بین خودمون پذیرفتیم و قبول کردیم تا بتونیم ازش استفاده کنیم، حالا اگر توی کتاب یا اینترنت با تعریف های دیگه ای از هدف روبرو شدید، باید بدونید نه اونها اشتباه هستند و نه تعریف ما، فقط اینکه ما تعریف هدف رو برای خودمون ساده کردیم.

2- لیست اهداف زندگی

چگونه برای خود هدف انتخاب کنیم

همه ما انسانها دوست داریم زندگی با کیفیت و لذت بخشی رو تجربه کنیم، برای اینکار لازمه اول نیازهای اولیه مون رو برطرف کنیم و بعد بریم سراغ رسیدن به خواسته هامون. به عبارتی اول باید نیازهای اولیه مون رو برطرف کنیم تا زنده بمونیم و بعد بریم سراغ خواسته هامون.

عنوان این مقاله این بود: “چگونه برای خود هدف انتخاب کنیم”. کلمه «انتخاب» زمانی به کار برده میشه که بیشتر از یک گزینه داشته باشیم. از طرفی هم گفتیم که خواسته ها باعث بالا رفتن کیفیت زندگی ما می شوند. پس هرچقدر خواسته های ما بیشتر و بهتر باشند، زندگی ما هم بهتر خواهد شد. اینجاست که ما به یک لیست نیاز داریم، لیستی از نیازها و خواسته هامون.

اول ببینید که چه نیازهایی دارید که باید برطرف بشه تا زنده بمونید (اینترنت از نون شب هم واجب تره! میتونید جزو نیازهای اولیه در نظر بگیرید) و بعد ببینید چه موارد و یا خواسته هایی می تونه باعث بشه که سطح کیفیت زندگی شما بالاتر بره و زندگی بهتر و لذت بخش تری رو تجربه کنید.

لازمه این موارد رو پیدا کنید و آنها را یادداشت کنید، ما با این لیست خیلی کار داریم، پس برای لیست خواسته هایتان وقت بزارید. حالا نوبت می رسه به این که از چه راه هایی می توانیم این لیست را تهیه کنیم.

طوفان فکری

چگونه برای خود هدف انتخاب کنیم

طوفان فکری یا بارش فکری یک تکنیکی است که به کمک آن می توانید ایده پردازی کنید و ایده های زیادی تولید کنید، روش کار هم به این صورت است که یک شرایط راحت، آرام و ساکتی برای خودتان فراهم کنید.

سپس یک زمان را تعیین کنید مثلا 5 دقیقه یا 15 دقیقه و در این مدت به این فکر کنید که چه نیازها و خواسته هایی دارید. هرچی به ذهنتان رسید را یادداشت کنید. هیچ قضاوتی هم نکنید که آیا این خواسته ها خوب هستند یا بد، آیا شما می توانید به آنها برسید یا نه.

ما در این مرحله نمی خواهیم هدف انتخاب کنیم، بلکه فقط می خواهیم نیازها و خواسته هایمان را شناسایی کنیم. پس فقط یادداشت کنید. اگر با نوشتن راحت نیستید و سریع نمی توانید بنویسید، می توانید به جای نوشتن صحبت کنید و صدایتان را ضبط کنید و بعد صوت را به نوشته یا همان لیست تبدیل کنید.

شما از طریق طوفان فکری یا بارش فکری می توانید ایده ها و خواسته های زیادی رو پیدا کنید.

سوال پرسیدن

ما دو تا ذهن داریم، یکی ذهن خودآگاه و دیگری هم ذهن ناخودآگاه. برای اینکه این دو تا با هم اشتباه گرفته نشه ما به جای ذهن ناخودآگاه می گوییم «ضمیر ناخودآگاه». البته یک ذهن سومی هم وجود داره به نام «ذهن فرا آگاه» که در اصل همون کائنات محسوب میشه.

جالب اینجاست که ضمیر ناخودآگاه با ذهن فرا آگاه یا همون کائنات کاملا در ارتباط هستند. این موضوع برای ما بسیار مهم و حیاتی است و ما بعدها به این موضوع به صورت کامل خواهیم پرداخت. اما الان نکته مهم برای ما این هستش که شاید ما نتوانیم با فکر کردن، خواسته هایمان را پیدا کنیم. پس باید برویم سراغ ضمیر ناخودآگاه و این کار را به عهده او بگذاریم.

سوال پرسیدن یکی از ساده ترین، بهترین و مهمترین روش برای برقراری ارتباط با ضمیر ناخودآگاه است. به این صورت که سوالاتی برای خودتان مطرح کنید مثل همان سوالاتی که در قسمت اول «از زندگی چه می خواهید» مطرح شد. بعد باید این سوالات را در طول شبانه روز بارها و بارها از خودتان بپرسید تا ضمیر ناخودآگاهتان درگیر پیدا کردن جواب آنها شود. وقتی هم که این اتفاق افتاد ضمیر ناخودآگاه با وصل شدن به ذهن فراآگاه جواب سوالات تان را پیدا خواهد کرد.

لیست خواسته ها

روش سوم هم لیست خواسته ها است، شما باید یک لیست خواسته ها داشته باشید. یک برگه A4 را به دو ستون تقسیم کنید و عنوان آن را بنویسید «لیست خواسته های من». البته اگر از دفتر استفاده کنید خیلی بهتره. حتی می توانید از اپلیکیشن واندرلیست هم استفاده کنید، اینطوری هر جا که باشید به این برنامه دسترسی خواهید داشت.

روش کار به این صورت است:
خیلی مواقع ما نمی دانیم چه خواسته ای داریم. مثلا می خواهیم از روش قبلی یعنی سوال پرسیدن خواسته هایمان را پیدا کنیم. حالا ممکن است صدها بار از خودمان سوال بپرسیم و ضمیر ناخودآگاهمان هم به دنبال جواب باشد. اما اینطور نیست که همان لحظه که ما سوال می پرسیم، ضمیر ناخودآگاه جواب سوالات را برای ما پیدا کند. بلکه این کار زمان بر خواهد بود.

توجه داشته باشید ما در این مرحله نمی خواهیم هدف انتخاب کنیم بلکه دنبال شناسایی نیازها و خواسته هایمان هستیم. پس حتی اگر چیزی غیر منطقی هم به نظر رسید یادداشت کنید چون همان ممکن است باعث شود یک خواسته عالی را کشف کنید.

مطمئن باشید که ضمیر ناخودآگاه جواب را برای شما پیدا خواهد کرد. فقط این که ممکن است زمانی که جوابی را به شما نشان می دهد شما حواستان نباشد. خیلی مواقع ممکن است زیر دوش حمام باشید یا در حال رانندگی باشید و یا به مسافرت رفته اید و خیلی شرایط دیگر که همان موقع جواب سوالتان به شما گفته خواهد شد. حالا اگر اینجا حواستان نباشد آن جواب را از دست خواهید داد. بنابراین لازم است هر موقع که جوابی پیدا شد همان لحظه آن را ثبت کنید تا فراموش نشود.

نکته مهم

لیست خواسته های شما باید همیشه در حال اضافه شدن و آپدیت شدن باشد. مثلا ممکن است در خیابان یک ماشین بسیار زیبا را برای اولین بار ببینید و از آن خوشتان بیاید. همان لحظه آن را ثبت کنید، این یک خواسته ای است که می خواهید به آن برسید پس باید ثبت شود.

شاید این سوال به ذهنتان برسد که من در شرایطی نیستم که بتوانم آن ماشین را بخرم پس چرا باید آن را ثبت کنم؟
باید بدانید که اولین قانون رسیدن به هر خواسته ای، درخواست کردن آن خواسته است.

اول اینکه شما از کجا می دانید که به آن خواسته نخواهید رسید. مگر آینده تان را دیده اید؟

دوم اینکه شاید خدا بخواهد آن خواسته تان را برآورده کند پس اگر خواسته ای نداشته باشید چطور این کار را برایتان انجام دهد؟

سوم اینکه درخواست کردن و ثبت خواسته، یک بحث علمی و کوانتومی دارد.

پس لیست خواسته هایتان را بسازید تا بتوانید زندگی با کیفیت تری را تجربه کنید. توجه کنید بیشتر افراد زندگی خوبی را تجربه نمی کنند فقط به این دلیل که خواسته ای ندارند. آنها نمی دانند چه چیزی را بیشتر از همه دوست دارند. چه چیزی به آنها لذت بیشتری می دهد. اصلا برای برای بهتر شدن زندگی شان چه کاری باید انجام دهند. لطفا شما در بین آنها نباشید.

3- تقسیم بندی اهداف

چگونه برای خود هدف انتخاب کنیم

اگر کارهایی که در قسمت قبل گفته شد را انجام داده باشید، الان یک لیست خواسته ها دارید. شاید تعداد نیازها و خواسته هایتان کم باشد ولی مطمئن باشید اگر تکنیک ها را انجام دهید به مرور لیست خواسته هایتان بزرگتر خواهد شد. توجه کنید که قرار نیست فقط یک بار این کار را انجام دهید بلکه این یک کار همیشگی است.

فرض کنیم شما در لیست خواسته هایتان تعداد 100 مورد را یادداشت کرده اید. حالا طبیعی است که اگر بخواهید به این خواسته ها برسید باید تلاش کنید. اما همانطور که اشاره شد زمان، انرژی و منابع ما محدود است و ما نمی توانیم همزمان برای رسیدن به همه آنها تلاش کنیم. پس باید تعدادی که می توانیم به آنها برسیم را انتخاب کنیم و مابقی را به زمان دیگری موکول کنیم.

نکته بسیار مهم

لیست خواسته هایتان را به هیچ عنوان دور نریزید. اینها مواردی هستند که شما کشف کرده اید که اگر به آنها برسید کیفیت زندگی شما بالا برود پس به همین راحتی از آنها نگذرید. همانطور که اشاره شد، بیشتر افراد فقط به خاطر اینکه نمی دانند از زندگی چه می خواهند و چه چیزهایی دوست دارند و چه خواسته هایی دارند، به همین خاطر زندگی بی کیفیت و سطح پایین را تجربه می کنند.

تقسیم بندی اهداف بر اساس زمان

روش اول که به کمک آن می توانیم هدف انتخاب کنیم، روش تقسیم بندی اهداف بر اساس زمان است. آقای آنتونی رابینز در آموزش هایشان توضیح می دهند که اول یک لیستی از تمام اهدافتان تهیه کنید. سپس جلوی هر کدام از آنها بنویسید که چقدر زمان نیاز است تا به آنها برسید.

مثلا ممکن است به یکی از اهدافتان ظرف 3 ماه برسید و به دیگری ظرف 2 سال یا حتی بیشتر. در مرحله بعد اهدافی که زیر یک سال هستند را انتخاب کنید و مابقی را کنار بگذارید. اهداف زیر یک سال مواردی هستند که باید انتخاب کنید و تلاش کنید و به آنها برسید.

من قبلا این روش را امتحان کرده ام و به نظرم بدترین روش انتخاب اهداف است. فرض کنید یک نفر 30 تا هدفی که دوست دارد به آن برسد را لیست کرده است. بعد جلوی هر کدام زمان رسیدن به آنها را هم ثبت کرده است. حالا یکی از اهداف او این است که می خواهد به دانشگاه برود و مدرک لیسانس بگیرید. همانطور که می دانیم این کار حدود 4 سال طول می کشد.

طبق روش آقای آنتونی رابینز این فرد باید اهدافی که می تواند در مدت زیر یک سال به آن برسد را انتخاب کند و مابقی را کنار بگذارد. سال بعد هم همین را تکرار کند و سال های بعد هم همینطور. با این حساب هدف دانشگاه و سایر اهدافی که بالای یک سال زمان برای رسیدن به آنها نیاز است، هیچ وقت انتخاب نخواهند شد. فکر کنم متوجه منظورم شدید!

تقسیم بندی اهداف بر اساس موضوع

روش دوم که به کمک آن می توانیم هدف انتخاب کنیم، روش تقسیم بندی اهداف بر اساس موضوع است به این ترتیب که شما اول باید کل زندگی تان را به زمینه های مختلف تقسیم کنید. مثلا زمینه مالی، زمینه شغلی، زمینه خانوادگی، زمینه جسمی و … سپس بنویسید در هر کدام از زمینه ها می خواهید به کجا برسید و چه اهدافی دارید. بعد از بین آنها یک یا چند مورد را انتخاب کنید.

این روش به چرخه زندگی هم معروف است. خیلی از اساتیدی که این روش را آموزش می دهند معتقدند باید در همه زمینه های زندگی به طور یکسان پیشرفت کنیم وگرنه این چرخه معیوب خواهد شد.

من این روش را هم امتحان کرده ام و به نظرم اصلا روش خوبی نیست. لطفا در دام این روش نیفتید. چون این روش باعث می شود زمان، انرژی و منابع تان به هدر برود. باید قبول کنیم که هیچ کس در دنیا کامل نیست و قرار هم نیست کامل باشد. قرار نیست در همه زمینه ها پیشرفت کنیم.

فرض کنیم این چرخه شامل ده زمینه می شود و ما باید در هر زمینه حداقل یک هدف انتخاب کنیم. در این حالت ما 10 هدف داریم که باید به آنها برسیم، اگر زمان، انرژی و منابع تان را به طور مساوی بین این 10 هدف تقسیم کنید. یعنی احتمال رسیدن به هر هدف فقط 10 درصد خواهد بود.

یعنی این روش باعث می شود احتمال رسیدن به هر هدف به شدت کاهش یابد و در نهایت هم با تلاش بسیار بیشتر و نتیجه بسیار کمتر، نتوانید به همه آنها برسید.

نکته بسیار مهم در مورد انتخاب اهداف

این دو روشی که توضیح داده شد از معروف ترین نوع انتخاب اهداف بودند و هر کدام هم دارای نقاط ضعفی بودند که به آن اشاره شد. البته روش های دیگری هم وجود دارد که می تواند در اینترنت و کتاب ها جستجو کنید.

نکته مهم این است که بدانید «زمان» یا «زمینه» اصلا معیار خوبی برای انتخاب اهداف نیست. چون در هنگام تلاش برای رسیدن به اهدافتان چیزی که مهم است میزان تلاش و کار اجرایی است. ما می توانیم نامحدود هدف را که زمان یکسانی برای رسیدن به آن نیاز است را انتخاب کنیم یا در یک زمینه، نامحدود هدف انتخاب کنیم. این باعث می شود به اشتباه بیفتید چون محدودیتی وجود ندارند.

اما وقتی صحبت از تلاش و کار اجرایی می شود، در این حالت ما نمی توانیم هر هدفی را انتخاب کنیم بلکه مجبور هستیم به صورت هوشمندانه هدف انتخاب کنیم و البته به اندازه توانایی هایمان هدف انتخاب کنیم و این معقولانه و هوشمندانه انتخاب کردن باعث می شود احتمال رسیدن به اهدافمان به شدت افزایش یابد.

در ادامه می خواهم شما را با یک روش آشنا کنم که احتمالا در مورد آن چیزی نشنیده اید چون روش ابداعی خودم است و به نظرم روش ساده ولی بسیار کاربردی و قدرتمند است. همانطور که قبلا اشاره شد، مهمترین هدف ما این است که مسائل مربوط به هدف گذاری و دستیابی به آن را بقدری ساده کنیم که به راحتی قابل اجرا باشد.

تقسیم بندی اهداف بر اساس کار اجرایی

نوع سوم تقسیم بندی اهداف بر اساس کار اجرایی است. این روش ساده اما کاملا کاربردی و قابل اجرا است. این روش را بر اساس آزمون و خطا یاد گرفته ام و خیلی راحت تر از روش های دیگر است.

روش کار به این صورت است:

ابتدا با تکنیک هایی که گفته شد باید یک لیست خواسته ها بسازید. فرض کنید تعداد خواسته های شما 100 مورد شده است. آنها را در برگه اهداف یا در دفتر خود ثبت کنید. سپس دو ستون جلوی آنها ایجاد کنید و عنوان یکی را بگذارید، اهداف با کار اجرایی کم و دیگری اهداف با کار اجرایی بالا. حالا قدم بعدی این است که آنها را بر اساس میزان تلاشی که برای رسیدن به آنها نیاز است جدا کنید.

اهداف با کار اجرایی کم

بعضی از اهداف نیاز به کار اجرایی کمی دارند و نیاز نیست برای رسیدن به آنها کارهای زیادی انجام دهید. مثلا می خواهید یک هفته به مسافرت بروید، مطمئنا به اندازه یاد گرفتن زبان انگلیسی به تلاش و کار اجرایی نیاز ندارد.

اهداف با کار اجرایی کم مانند؛ خرید خانه، اگر پولش باشد خیلی کار سختی نیست، رفتن به مسافرت، جشن گرفتن، خرید لباس، رفتن به سینما، همانطور که گفتیم اینها همان خواسته های شما هستند که باید به آنها برسید.

همانطور که گفته شد نیازها باعث زنده ماندن ما می شوند و خواسته ها باعث زندگی کردن ما یا به عبارتی باعث بالا رفتن کیفیت زندگی ما می شوند. پس مهمترین هدف زندگی ما باید این باشد که کیفیت زندگی مان را بالا ببریم تا بتوانیم از زندگی مان لذت بیشتری ببریم.

حالا اگر فقط به دنبال اهداف با کار اجرایی بالا باشیم مثل پول درآوردن، لاغر شدن، راه اندازی کسب و کار، یادگیری زبان و … این کار باعث می شود بعد از مدتی خسته و فرسوده شویم و خیلی هم نتوانیم از زندگی مان لذت ببریم. بنابراین اهداف با کار اجرایی کم می تواند لذت زیادی برای تان ایجاد کند. دلیل درست کردن لیست خواسته ها هم همین است وگرنه دو سه تا هدف انتخاب کردن کار سختی نیست و نیاز به لیست هم ندارد.

در برگه اهداف یا دفترتان، خواسته هایی که نیاز به کار اجرایی کم دارند را در ستون مربوط به آنها ضربدر یا تیک بزنید و مشخص کنید.

اهداف با کار اجرایی بالا

همانطور که از اسم آن مشخص است، این موارد شامل اهدافی می شوند که برای رسیدن به آنها نیاز به تلاش و کوشش بیشتری داریم. مثلا راه اندازی کسب و کار، نیاز به تلاش بسیار زیادی دارد. یادگیری زبان، ساختن یک بدن فیتنس، تحصیلات و …
تشخیص اهدافی که کار اجرایی بالایی نیاز دارند از اهدافی که کار اجرایی کمی نیاز دارند، ساده است و خودتان هم می توانید به راحتی آن را تشخیص دهید. مثل قسمت قبل در برگه اهداف یا دفترتان، خواسته هایی که نیاز به کار اجرایی بالا دارند را در ستون مربوط به آنها ضربدر یا تیک بزنید و مشخص کنید.

4- انتخاب اهداف

چگونه برای خود هدف انتخاب کنیم

تا اینجا شما باید لیستی از خواسته هایتان را داشته باشید و آنها را بر اساس کار اجرایی بالا و کار اجرایی کم مشخص کرده باشید. باید توجه کنید ممکن است در لیست خواسته هایتان 100 مورد باشد. قرار نیست تلاش کنیم همزمان به این 100 مورد برسیم و از طرفی این لیست همیشه در حال آپدیت شدن است پس اگر هم بخواهیم نمی توانیم همزمان به همه آنها برسیم.

قانون اول)

شما می توانید از بین اهدافی که نیاز به کار اجرایی بالایی دارند حداقل 1 مورد و حداکثر 3 مورد را انتخاب کنید. سعی کنید بیشتر از سه مورد نباشد چون اینها مواردی هستند که نیاز به کار اجرایی بالایی دارند. اگر تعدادشان زیاد باشد خیلی زود خسته می شوید و نهایتا کم می آورید و همه آنها را رها می کنید.

بهتر است دو سه تا هدف انتخاب کنیم و به همه آنها برسیم تا اینکه ده تا هدف انتخاب کنیم و به هیچ کدام آنها نرسیم. در این حالت اعتماد به نفسمان هم از بین می رود.

قانون دوم)

شما می توانید تعداد بیشتری از اهداف با کار اجرایی کم را انتخاب کنید اما باید توجه کنید. برای رسیدن به این نوع اهداف هم نیاز به کمی تلاش هست. پس اگر تعداد این اهداف زیاد شود این باعث میشود برای رسیدن به آنها نیاز به تلاش بیشتری باشد. پس در انتخاب آنها زیاده روی نکنید.

انتخاب هدف اصلی و کلیدی

در مورد اهداف با کار اجرایی بالا گفتیم که شما مجاز هستید 1 تا 3 مورد از این اهداف را انتخاب کنید. این اهداف می توانند مرتبط با هم باشند یا اصلا ارتباطی با هم نداشته باشند.

مثال اول)

– برنده شدن در مسابقات وزنه برداری
– گرفتن لیسانس کشاورزی
– یادگیری زبان انگلیسی

مثال دوم)

– زندگی کردن در یک کشور خارجی
– یادگیری زبان انگلیسی
– گرفتن مدرک MBA

اگر توجه کنید در مثال اول، اهداف انتخاب شده ارتباطی به هم ندارند یا حداقل خیلی ارتباطی با هم ندارند یعنی هر هدف کاملا مستقل از سایر اهداف است. اما در مثال دوم اهداف کاملا مرتبط با هم هستند.

مثلا شخصی هدفش این است که در یک کشور خارجی زندگی کند، حالا اگر مدرک MBA داشته باشد اولا خیلی راحت تر می تواند در آنجا کار پیدا کند ثانیا روی گرفتن ویزا هم تاثیر خوبی می گذارد. در مورد زبان هم همینطور است.

انتخاب اهداف فرعی و کمکی

اهداف فرعی و کمکی اهدافی هستند که با اینکه می توانند کاملا مستقل باشند، اما می توانند مرتبط هم باشند و به هدف اصلی و کلیدی کمک بسیار زیادی کننند. در مثال دوم، برای این فرد هدف «زندگی کردن در یک کشور خارجی» یک هدف اصلی محسوب می شود و یادگیری زبان و گرفتم مدرک MBA یک هدف کمکی که از هدف اصلی پشتیبانی می کند. هرچند یادگیری زبان و گرفتن مدرک MBA هر کدام می تواند یک هدف مستقل هم باشند.

نتیجه اینکه اگر دو یا سه هدف با کار اجرایی بالا انتخاب می کنید، احتمال موفقیت تان خیلی افزایش پیدا می کند اگر یک هدف اصلی و کلیدی انتخاب کنید و یک یا دو هدف دیگرتان اهداف کمکی باشند که هدف اصلی را پوشش دهند و آن را حمایت کنند.

پس به طور خلاصه

یک، دو یا نهایت سه هدف با کار اجرایی بالا انتخاب کنید. اگر دو یا سه هدف با کار اجرایی بالا انتخاب می کنید سعی کنید یکی از آنها اصلی باشد و آن دو تای دیگر کمکی و مرتبط باشند. تعدادی هم اهداف با کار اجرایی کم انتخاب کنید. توجه داشته باشید اهداف با کار اجرایی کم معمولا زمان کمتری هم برای رسیدن به آنها نیاز است، پس می توانید در یک فصل 5 تا از این نوع اهداف انتخاب کنید، بعد که به آنها رسیدید در فصل بعدی هم 5 تای دیگر انتخاب کنید، اینطوری در یک سال به حدود 20 هدف با کار اجرایی کم رسیده اید.

نتیجه گیری

در این مقاله با نکات بسیار مهمی برای انتخاب هدف آشنا شدید که اگر آنها را ندانید و رعایت نکنید، تلاش هایتان برای رسیدن به اهدافتان به هدر خواهد رفت یا حداقل به آن نتیجه ای که می خواهید نمی توانید برسید. تعریف دقیق، ساده و کاربردی هدف و هدف گذاری را گفتیم. روش های هدف گذاری مرسوم را گفتیم و نقاط ضعف آنها را هم بررسی کردیم و در نهایت یک روش عالی، ساده و کاربردی ارائه کردیم که به کمک آن می توانید اهداف خوبی برای خودتان انتخاب کنید. و از همه مهمتر اینکه برای رسیدن به آنها فشار و استرس کمتری را هم تجربه خواهید کرد.

برچسب: نویسنده: هلیا یزدانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:23

صفحه بندی