خرید بک لینک
فلسفه دوستي از نظر اسلام:
به طور کلي هر پيوندي، يک سبب مي خواهد. بايد چيزي به عنوان «محور رفاقت» باشد تا دو نفر با هم رفيق شوند. دو نفر که دارند در خيابان راه مي روند که يکدفعه با هم رفيق نمي شوند! يک چيزي بايد باشد تا اينها را به هم ربط بدهد. به طور خلاصه، آن چيزي که مي خواهد محور قرار بگيرد و سبب اين پيوند بشود، يا يک امر مادي است و يا يک امر معنوي.
کار دين و معنويت اسلام اين است که انسان ها را به سوي وحدت و خداي واحد بخواند و حرکت دهد و تلاش تکاملي انسان نيز در حقيقت حرکت و سلوک از کثرت به وحدت است. فلسفه دوستي از نظر اسلام هم همين است که دو نفر در اين مسير به وحدت برسند و براي رسيدن به خداوند به هم کمک کنند، رفيق راه باشند، با هم تلاش کنند، عيب هاي يکديگر را در اين مسير رفع نمايند، از هم در برابر دشنمان خدا دفاع کنند و همدل و همراه هم باشند.
يعني در حقيقت محور دوستي دو نفر يا چند نفر از نظر اسلام راه خداوند و توحيد گرايي است. اگر دوستي في الله شد و محور خدا بود، دوستان با هم متحد مي شوند و اختلافي بروز نمي کند و بينشان صفا و صميميت حاکم مي شود، ولي اگر محور دنيا و کثرات دنيوي شد، اگر منافع مادي شد، خودخواهي بروز مي کند و ريشه اختلاف و دشمني در همين خودخواهي و منفعت طلبي است، لذا در آخرت هم همين تشتت و دشمني بروز خواهد کرد.
ما در معارفمان داريم رفاقت هايي که بر محور ماديت و امور دنيايي درست شده است، در آخرت به دشمني تبديل مي شود. «الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ» امّا اگر رفاقت بر محور معنويت و امور اخروي باشد چنين نمي شود؛ «إِلاَّ الْمُتَّقينَ» رفاقت پرهيزکاران استثناء شده است. يعني اگر پيوند رفاقت بر محور معنويت باشد، به دشمني و عداوت تبديل نمي شود و باقي مي ماند. اين رفاقت در قيامت کارساز نيز هست. اين يک قضيه و مطلب کلّي است که در متن معارف ما هست.
روايتي از امام صادق(عليه السلام) است که مثل «ضرب قانون» مي ماند. گويي حضرت در باب دوستي يک قانون کلي را مطرح مي فرمايند. حضرت مي فرمايد: «أَلَا كُلُّ خَلَّةٍ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا فِي غَيْرِ اللَّهِ فَإِنَّهَا تَصِيرُ عَدَاوَةً يَوْمَ الْقِيَامَة» حرفي که من زدم متن فرمايش حضرت است، ايشان مي فرمايد: آگاه باشيد! هر دوستي رفاقتي که در دنيا «في غير الله» بر محور معنويت نباشد، «تصير عداوة يوم القيامة» در روز قيامت، تبديل به دشمني مي شود. حضرت اين آيه شريفه را کاملاً توضيح مي دهد: «الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقينَ» ايشان، اين آيه را در اين قالب مي ريزد و بيان مي کند.

انواع دوستي
دسته اول، پيوندهاي رفاقتي که در دنيا بر محور معنويت شکل مي گيرد، در قيامت مشکلي ايجاد نمي کند. بلکه باقي مي ماند و بعد هم کارساز است. کارسازي اش نيز، مسأله شفاعت و دست گيري است. اين رفاقت براي آن ها مشکل ساز نيست. ما در معارفمان داريم که مؤمنين بعضي، بعضي ديگر را شفاعت مي کنند. اين جزء معارف دين ما است. مؤمن از مؤمن شفاعت مي کند. اين مسأله مربوط به مؤمن هايي است که بر محور ايماني با يکديگر رابطه داشتند، نه ماديت.
دسته دوم، در مقابل گروه اول هستند که اصلاً رفاقت و دوستي شان فقط بر محور ماديت بود. تکليف اين رفاقت ها هم در اينجا معلوم است.
دسته سوم، ممکن است که يک طرف رفاقت قصدش امور مادي باشد و طرف ديگر جهت معنوي داشته باشد. اين رفاقت اصلاً در دنيا باقي نمي ماند که بخواهد به قيامت برسد. اين ها به يکجايي مي رسند که ديگر نمي توانند ادامه بدهند. همين جا، رفاقتشان را به هم مي زنند و از يکديگر جدا مي شوند. به قيامت نمي رسد.

برچسب: رابطه,اجتماعی,اسلام, نویسنده: هلیا یزدانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 2:06

صفحه بندی